حبیب سماعی

حبیب‌الله سماعی (١٣٢۵-١٢٨٠ یا 1284 ش) از چهارسالگی به طور جدی توسط پدرش “سماع حضور” با ضرب آشنا شد. در شش سالگی به خوبی با سنتور پدرش ضرب می‌گرفت. او چون نمی‌توانست تنبک را در بغل گیرد آن را روی بالش در کنارش می‌گذاشتند. پس از آن سنتور را نیز نزد پدرش فرا گرفت به طوری که در ده سالگی سنتور حبیب کاملا شنیدنی بود. حتی مورد تحسین اساتید بزرگی چون میرزا حسینقلی و نایب اسدالله قرار می‌گرفت. در دوازده سالگی با موسیقیدانان معروف زمان ساز همکوک می‌کرد و می‌نواخت.[1 و 2] حکایتی که خالقی از نخستین دیدارش با حبیب سیزده ساله در مجلسی نقل می‌کند، نشان از مبتدی بودن مضراب‌های حبیب دارد و گفته پیشین را نقض می‌کند. [2:ج 1 ص 129]

حبیب سماعی و سنتورش گوش بریده

حبیب مدت کوتاهی نیز در مدرسه موزیک که به سرپرستی سالار معزز (غلامرضا مین‌باشیان) اداره می‌شد تحصیل موسیقی می‌کرد. حبیب مختصری به مقدمات نت آشنا شد ولی بعدها از این اطلاعات برای ثبت آهنگ‌های خود به هیچ وجه استفاده نکرد (به قولی دیگر حبیب مدت 6 سال تا هنگام فوت پدر به تحصیل علم موسیقی در این مدرسه مشغول بوده است). حبیب علاوه بر ضرب و سنتور، سه‌تار را نیز به صورت جدی می‌نواخته است. او هرگاه سر ذوق بود صدای ملیح خود را با سازش همراه می‌کرده و یک ارگ دستی داشته که در مجالس دوستانه، می‌نواخته است.[1، 2 و 3]

حبیب در منزل پدرخانمش در سرچشمه پامنار نرسیده به سرای میرزا محمود زندگی می‌کرد. در همین خانه صفحه‌های حبیب و پروانه توسط کمپانی انگلیسی هیز ماستر زویس صدابرداری شد. [6]

نبوغ سماعی

از قول محمدحسین شهریار نقل شده که “حبیب هیچ‌گاه قطعه‌ای تکراری نمی‌زد و هیچ دستگاهی را مکرر شروع و تمام نمی‌کرد.” او می‌گوید “هر بار مثلا چهارگاهی از او شنیدیم، چند لحظه‌ای ذهنمان به دنبال دستگاه می‌گشت، چه هرگز چهارگاه را یک‌جور نمی‌نواخت و هربار به شکلی اجرا می‌کرد. حبیب سماعی گوشه‌ها و ضربی‌ها و قطعات بسیاری می‌دانست که در آن روزگار فراموش همه بود و فقط او در سینه داشت.”[1]

نورعلی برومند در مورد مهارت سماعی در بداهه‌نوازی می‌گوید: از صد بار که سماعی همایون نواخته است دو درآمد یکسان و دو شروع یکسان از او شنیده نشده است. به قدری در نواختن استاد و خلاق بود که هیچ احتیاج به تکرار نداشت. در مدت یک ساعت که ساز می‌زد حتی یک نغمه را دوبار از او نمی‌شنیدید. بر اساس عکس‌های به‌جامانده از او و سازش و همچنین نقل قول‌ها از کلاس درسش، حبیب از مضراب بی‌نمد استفاده می‌کرد. حبیب اگر می‌خواست از تیزی و زنگ صدا کم کند (به ویژه شب‌ها)، روی ساز حوله یا پارچه می‌کشید. او معمولا روی زمین می‌نشست و ساز را روی جعبه چوبی‌اش یا روی یک بالش قرار می‌داد. هنگام نواختن سرمضراب را زیاد از سیم‌ها فاصله نمی‌داد و بسیار نرم و با احساس می‌نواخت.[1]

هر اجرا، یک مطلب تازه

حبیب به دلیل نبوغ و خلاقیت و هم دگرگونی‌های روحی زیاد، هر بار هنگام تعلیم، مطلبی تازه می‌آفرید و می‌آموخت و با این کار تعلیم را برای خود و شاگردانش دشوار می‌کرد. او نمی‌توانست یک ردیف مدون شده و ثابت را آموزش دهد. علاوه بر نبوغ هنری حبیب، باید به محافظه‌کار بودن او در اشاعه هنرش که از بیشتر افرادی که او را می‌شناخته‌اند نقل شده، اشاره کرد. تلاش او برای جلوگیری از ضبط یا به نت درآوردن آثارش و سخت‌گیری و بی‌حوصلگی در تدریس تقریبا از همه بزرگانی که با او ارتباط داشته‌اند، نقل شده است. علاوه بر آن تقریبا همه شاگردان و اطرافیانش معتقد بودند که اگر او حدس میزده با نواختنش ممکن است کسی در مجلس از او چیزی یاد بگیرد، سعی می‌کرده نغمه‌ای تکراری نزند تا در ذهن افراد ضبط نشود. و سرانجام، او روحیه‌ای بسیار بسیار حساس و زودرنج داشته است. [1، 2 و 5]

مطالب خواندنی و شنیدنی بیشتر

در مورد آثار حبیب سماعی بیشتر بخوانید و بشنوید

مطالبی درباره مکتب سنتورنوازی حبیب و نمونه‌ای صوتی از ساز حبیب

نقل‌قول‌ها و خاطراتی از حبیب سماعی به همراه منابع صوتی

کتاب‌های منتشر شده درباره حبیب سماعی و سنتور در فروشگاه سازگاه

*عکس از کتاب حبیب سماعی و راویان آثار او

منابع

  1. حبیب سماعی و راویان آثار او، شهاب مِنا، انتشارات سوره مهر، 1389.
  2. سرگذشت موسیقی ایران، روح الله خالقی، موسسه فرهنگی – هنری ماهور. 1381.
  3. ضربی‌های حبیب سماعی بر اساس اجرای مجید کیانی، نگارش و آوانگاری شهاب مِنا، نشر خنیاگر، 1396.
  4. خودآموز سنتور، حسین صبا، ویرایش ارفع اطرایی، انتشارات سرود، 1392.
  5. شناخت موسیقی (3)، حبیب سماعی، مجید کیانی، موسسه فرهنگی سروستاه، 1375.
  6. زندگی و آثار حبیب سماعی، ارفع اطرایی، انتشارات پارت، 1371.
  7. بیاد حبیب، گفتگو با مجید کیانی، به اهتمام علی شادکام، مولف با همکاری سروستاه، 1393.