قدرت و مهارت علی‌نقی وریزی در تار از کجا آمده بود

او از نوجوانی به نوازندگی سازهای مختلف علاقه نشان می‌دهد و در این میان به تار و ویولن بیشتر علاقمند است. او یک دوره کامل ردیف را شفاها نزد منتظم‌الحکما از بهترین شاگردان میرزاعبدالله فرا می‌گیرد، یک سال و نیم نزد میرزاعبدالله می‌رود تا ردیف او را به نت کند، مدتی نزد آقاحسینقلی برای همین‌کار می‌رود و مابقی ردیف او را از طریق شاگردش سالارمعظم به نت می‌کند. اما این قدرت و مهارت در نوازنگی تار را از کجا به دست آورده بود. حسن‌علی‌خان (برادر او) از قول اولین خانم برادرش نقل می‌کند:

این مرد مدتی کارش را کنار گذارده و در گوشه یک صندوق‌خانه نشسته است و دایم مشغول تار زدن است. صبح که از خواب بیدار می‌شود به عادت زندگی نظامی ورزش می‌کند. بعد می‌رود توی صندوق‌خانه و به کار شروع می‌کند. موقع نهار صدایش می‌کنم، ولی جواب نمی‌دهد. ما نهار می‌خوریم و غذای او را کنار می‌گذاریم، ولی او با ساز خود سرگرم است و تعجب در این است که احساس گرسنگی هم نمی‌کند. مکرر اتفاق افتاد که عصر به صندوق‌خانه رفتم و سینی نهارش را دست نخورده در کنارش دیدم. به او می‌گفتم: شب شد و تو هنوز نهار نخورده‌ای. متوجه من می‌شد و می‌گفت: پس خوب کار کرده‌ام! از صندوق‌خانه بیرون می‌آمد و چند نفس آزاد می‌کشید و چیزی می‌خورد و دوباره ساز را دست می‌گرفت و می‌نواخت. می‌گفتم: خسته شدی؟ جواب نمی‌داد و به کارش مشغول بود. برایش چراغ می‌بردم. می‌گفت نمی‌خواهم. ما شام می‌خوردیم و می‌خوابیدیم، ولی آهنگ تارش به گوش می‌رسید. گاهی صبح بیدار می‌شدم و به سراغ می‌رفتم، می‌دیدم از فرط خستگی سر را روی کاسه تار گذارده و خوابش برده است.

در حکایتی دیگر از یکی از دوستانش: در تابستان‌ها چندبار با جمعی از راه جلالیه و امیرآباد و ونک به اوین می‌رفتیم و کلنل در تمام مدتِ راهپیمایی تار می‌زد. وقتی به مقصد می‌رسیدیم، حلقه‌وار می‌نشستیم و او به نواختن ساز مشغول می‌شد. وقتی غذا می‌خوردیم و او لقمه‌ای در دهان می‌گذارد، ضمن جویدن، تا لقمه دیگر را بردارد، با سیم‌های تار بازی می‌کرد. بعد از شام همینطور دور او نشسته بودیم و او مشغول نواختن بود تا این که چشم‌های ما خودبه‌خود بسته می‌شد. وقتی در حین خواب بیدار می‌شدم، صدای تارش را می‌شنیدم که با نسیم ملایم سحری و لغزش آب جویباران هماهنگ شده بود. … او بسیار متنوع ساز می‌زد. از آوازی شروع می‌کرد و به همه‌جا می‌رفت. از آهنگ‌هایی هم که خود ساخته بود می‌نواخت. گاه خودش با ساز آواز می‌خواند. گاهی هم نواهای اروپایی می‌زد.

منبع

سرگذشت موسیقی ایران، روح الله خالقی، موسسه فرهنگی – هنری ماهور، 1381.