موضوع این کتاب بررسی و کنکاشی است در سمفونی‌ها و آوازهای گوستاو مالر، آهنگساز اتریشی (۱۸۶۰-۱۹۱۱). مترجم متن اشعار آثار مهم مالر را ــکه در متن اصلی نیامده ــ به زبان فارسی و آلمانی آورده است، زیرا به اعتقاد او نقش شعر در برخی آثار مالر تعیین کننده است.

گوستاو مالر در خانواده‌ای از یهودیان اشکنازی آلمانی‌زبان در کالیشتیه متولد شد. او دومین فرزند از چهارده فرزند خانواده بود. از بین این چهارده فرزند، تنها شش تن پس از تولد زنده ماندند. از نظر واژه‌شناسی، نام مالر ممکن است از واژهٔ انگلیسیِ “miller” به‌معنی آسیابان، یا از “Maler” آلمانی به‌معنی نقاش، یا از “mohel” عبری در به‌معنای ختنه‌گر گرفته شده باشد. مالر در ایگالو، شهرکی در موراویا، دوران کودکی‌اش را گذراند. در شش‌سالگی پدر و مادر مالر او را به آموختن پیانو گماشتند.

مالر در پانزده‌سالگی به هنرستان موسیقی (کنسرواتوار) وین راه یافت و نزد استادانی چون فرانتز کرن، رابرت فوخ، و جولیوس اپستین آهنگسازی، هارمونی و نواختن پیانو را آموخت. سپس در دانشگاه وین پذیرفته شد و تحت تعلیم آهنگساز آلمانی آنتون بروکنر قرار گرفت. در این دوران، مالر برای نخستین بار با نوشتن آهنگ «آواز سوگ» در یک مسابقهٔ آهنگسازی شرکت جست، اما گروه داوران به سرداوریِ یوهانس برامس آهنگ او را لایق دریافت جایزه ندانستند.

اگرچه مالر در رهبری اپرا به نام‌آوری رسید. همهٔ نیروی آفرینندهٔ او در ساختن سمفونی و آوا به آشکاری رسید. حتی در کارهای نخستین او چون «آوای سوگ» Das klagende Lied شیوهٔ آفرینش او که از آن پس‌ها در شاهکارهای چرخه‌ای استادیش نمایان شد پدیدار است؛ و از این‌گونه می‌توان‌آمیزهٔ نوازندگان برون صحنه و درون صحنه و به هم پیوستن تراژدی و افسانه و کشیدن پندار از آوازهای مردمی و به‌کارگیری نمادی-نمایگری سنگینگی tonality. در ۱۸۹۰ مالر از سروده‌های «شاخهای جادویی» بس برانگیخته شده بود چه در سمفونی‌هایش و چه در آوازهایش، چراکه او از آواز بهره می‌گرفت تا دمی درسزا را در زیرساخت یک سمفونی آشکار سازد. برای نمون در آوای پراندوه اورلیخت در یوتیوبدر سمفونی دوم که مالر پس از گیرایی نیرومند بخش نخست خودرا از نوشتن دنباله آن ناتوان یافت یا سمفونی سوم که بسیار از خود درآورانه است نیز در دم نمایگرانه خود به آواز و کر روی می‌آورد.