اولین کنسرت حبیب سماعی در ایران

علی دشتی برداشت خود از اولین کنسرت حبیب را در زمان حیات وی (سال 1322) نوشته و علاوه بر تعریف از سنتور حبیب، فضای اجتماعی کنسرت را نیز نقد کرده است: بخشی از نوشته او: “افسوس! سرپنجه هنرمند حبیب بیهوده بر روی سیم‌های سنتور شور و عشق می‌ریخت. ضجه‌های امل و آرزو در فضای نیم خاموش سالن می‌پیچید و خانم‌های زیبا با لباس فاخر در گوش هم نجوا داشتند، غیبت می‌کردند، شیطنت و تمسخر می‌پاشیدند، تبسم و خنده‌های خالی از روح و حاکی از جلافت و سبک مغزی، سیماهایی که بی‌خیالی و بی‌اعتنایی به هنر و تبعیت کورکورانه از مُد و پسندهای عمومی آنها را بی‌حالت و متعارفی کرده بود، … موسیقی در میان این همه تصنع می‌مُرد! … یاد روزی افتادم که برای اولین دفعه سنتور حبیب را شنیدم و مضراب‌های سحار این هنرمند، روی سیم‌های ساز، بلکه روی اعصاب متهیج من فرود آمد. … گاهی روح سرکش و غیرقانع ساززن پرواز می‌کرد، به اوج طغیان و شور خود می‌رسید. بعد آهسته آهسته فرود می‌آمد، مثل زمزمه امواجی که روی شنزار ساحل خاموش می‌شود … .”

منبع

حبیب سماعی و راویان آثار او، شهاب مِنا، انتشارات سوره مهر، 1389.