میرزاحسینقلی

در وصف او همین بس که به او لقب خداوند تار داده‌اند و او را تأثیرگذارترین نوازنده تار اواخر قاجار دانسته‌اند. در 1229 (یا 1230) تولد و در 1294 (حدود سه سال قبل از فوت میرزاعبدالله) وفات یافته است. در کودکی و پس از فوت پدر، نزد برادر بزرگتر، میرزا حسن و سپس نزد پسرعمویش آقای غلامحسین نواختن تار آموخت. هرچند به دلیل کم‌سالی از تعلیمات آقاغلامحسین بهره چندانی نبرد و بیشتر از تعلیمات برادرش میرزاعبدالله استفاده کرده است. او در هنگام فوت 65 سال داشت و در گورستان چهارده معصوم (حوالی دروازه غار فعلی) که گورستان فقرا و گمنامان بود، دفن کردند.

به استناد عکس‌های دوره قاجار و از روی عکسی از مراسم آش‌پزان دوره ناصری، حضور آقاحسینقلی در میان نوازندگان درباری از 1267 یعنی 38 سالگی او اتفاق افتاده است. با توجه به اینکه آقا غلامحسین در این عکس‌ها تا سال 1265 حضور داشته و پس از آن فوت کرده است، احتمال است که آقاحسینقلی از تعلیمات آقاغلامحسین بیش از آنچه حدس زده می‌شود بهره برده باشد.

نقل است که پس از ازدواج با بانویی هنرمند به نام سکینه، سبک نوازندگی او تحت تأثیر هنر وی نیز قرار گرفته است. سکینه از شاگردان تار آقاعلی‌اکبر، نوازنده، خواننده و موسیقیدان اندرونی شاهی و از بستگان (احتمالا دخترعمه) حسن سنتورخان بوده است. حاصل این ازدواج دو دختر، عزیزالملوک و زهره که اولی با آقارضاخان تار زن (فرزند آقاغلامحسین) و دیگری با باقرخان رامشگر ازدواج کردند. آقا حسینقلی از ازدواج دوم خود (پس از فوت سکینه) 3 پسر و یک دختر دارد، علی‌اکبر، محمدحسن، عبدالحسین و زینت‌الموک که بعدها به “شهنازی” شهرت یافتند. بعدها علی‌اکبر و عبدالحسین شهنازی از تارنوازان زمان شدند. [1 و 2]

حسین غراب نقل می‌کند روزی در منزل یکی از رجال اواخر عصر قاجاریه مجلسی آراسته شده بود که میرزا حسینقلی هم حضور داشت. همین که میرزا تار را برای نوازندگی برداشت و شروع کرد، من با این شعر شروع کردم که “گر مِی بخورم در رمضان خواهم خورد” میرزا تار را به زمین گذاشت و گفت شعر قحط بود که این را می‌خوانی. این گفت و برخاست و از مجلس خارج شد و دیگر مراجعت نکرد.

آوازه هنر آقا حسینقلی

در اواخر دوره ناصرالدین شاه که هنوز موسیقی‌دانان ارزش بالایی نزد دربار داشتند، ریاست نقاره‌خانه از میان برجسته‌ترین نوازندگان درباری انتخاب می‌شد. بر اساس قراین تاریخی، آقاحسینقلی مدت کوتاهی در مقام ریاست نقاره‌خانه بوده که به احتمال زیاد در حدود سال‌های 1281 تا 1284 بوده است.

چنین معروف است که هر وقت به مجلسی دعوت داشت قبلا مدتی تمرین می‌کرد. بارها شنیده شد که اگر قبلا تمرین نکرده بود از پذیرفتن دعوت معذرت می‌خواست. زیرا معتقد بود که اگر قبل از حضور در محل موعود تمرین نکرده باشد، دست و پنجه‌اش خوب کار نمی‌کند، در حالی‌که هر موقع و در هر کجا تار به دست می‌گرفت قدرت مضراب و سرعت پنجه‌اش به قدری بود که بینندگان را به اعجاب وامی‌داشت و شنوندگان را تسخیر می‌کرد. عقیده داشت اگر نوازنده روزی چند ساعت کار و تمرین نکند مضرابش سست و پنجه‌اش تنبل می‌شود. به تمرین زیاد علاقه داشت و آن را به شاگردان خود توصیه می‌کرد. [1 نقل از مشحون، ص574] خالقی نقل می‌کند که حساسیت او به تمرین زیاد روزانه تا به‌حدی رسید که زمانی تار دستش بود و آن را برای آتش‌زدن سیگار زمین گذارد و هنگامی که دوباره ساز را به‌دست گرفت، گفت همین فاصله مختصر هم موثر است. [2: ج 1 ص 114]

اسماعیل قهرمانی شاگرد میرزا حسینقلی نقل می‌کرد که اگر او در باغی تار می‌زد طاووس پیرامونش می‌چرخید و چتر می‌زد. عارف قزوینی در دیوانش می‌نویسد: تار هم بعد از میرزا حسینقلی چراغش تقریبا خاموش شد و با اینکه حالا معمول‌ترین آلت موسیقی ایران است، باز بزرگ‌ترین استاد آن که قرن‌ها لازم است که دست طبیعت پنجه‌هایی به آن قدرت بوجود آورد از میان رفت. پنجه‌ای که هر وقت به حرکت در می‌آمد، قرار از کف و آرام از دل شنوندگان می‌ربود و مانند صورت بر دیوار، بی‌اختیار مجذوب سکوت می‌گردید:

کاسه تار بعد از او زیبند     که در آن عنکبوت بندد تار [2 نقل از دیوان عارف قزوینی، ص 354]

آثار استاد

قبل از ضبط صفحات رسمی گرامافون، آثاری از تکنوازی تار او توسط دستگاه “حافظ الاصوات” (لوله فنوگراف) در باغ ییلاقی خانواده معیرالممالک در مهرآباد و توسط دوست محمدخان معیرالممالک ضبط شده است. آقاحسینقلی یک سفر به همراه باقرخان رامشگر کمانچه نواز، اسدالله خان نوازنده تار و سنتور، سید احمدخان آواز خوان و محمد باقر ضرب گیر به پاریس رفت (دوره اول ضبط صفحه). چند صفحه هم از تکنوازی تار ایشان در شور، همایون، مسیحی و رهاب موجود است. صفحه‌ای هم در ماهور دارد که با آواز و ضرب سید احمدخان همراهی شده است.

آقاحسینقلی در مجموع سه بار اقدام به ضبط صفحه از آثارش کرده است که ابتدای آن بر اولین دوران ضبط صفحه در ایران یعنی سال 1285 منطبق است. گروهی که در ضبط با او همکاری داشتند شامل سیداحمدخان سارنگی یا ساوجی (خواننده)، درویش‌خان (نوازنده تار و شاگرد وی)، میرزااسدالله اتابکی (نوازنده تار و سنتور و شاگرد وی)، باقرخان رامشگر (نوازنده کمانچه و داماد وی) و محمد باقر (ضرب) بوده‌اند. نزدیک به 15 روی صفحه از میرزا حسینقلی اعم از تکنوازی و ساز و آواز از دوره اول ضبط صفحه، 18 روی صفحه از دوره ضبط دوم در پاریس (1286) و 13 روی صفحه از دوره ضبط سوم (1291) بیشتر به همراه آواز جناب دماوندی بجای مانده است.

در مورد کیفیت موسیقی این صفحه‌ها، خالقی معتقد است که سیداحمد تعزیه‌خوان گاهی خارج خوانده و ضرب‌گیر (محمدباقر معروف به لبو) هم تمام مضراب‌ها را با تلنگرهای بی‌موقع که به لبه ضرب نواخته، همراهی کرده است. او اضافه می‌کند: تعجب اینجاست که نوازنده‌ای به آن زبردستی (آقاحسینقلی) چرا از لحاظ انتخاب خواننده و ضرب‌گیر، کم‌ذوقی به‌خرج داده است. شاید هم بهتر از آنها پیدا نکرده است. [2]

از ردیف میرزاحسینقلی که احتمالا حاصل تدریس خصوصی او در مدرسه شخصی‌اش (منزل او) است چندین نسخه وجود دارد. اصلی‌ترین نسخه همان نواخته‌های او در صفحات گرامافون است که به نظر می‌رسد ضبط این صفحات بخشی از تلاش او برای حفظ این ردیف نیز بوده است. علی‌اکبرخان شهنازی نیز به طور کامل این ردیف را در حدود سال‌های 1341 و 1342 ضبط کرده که با نواخته‌های میرزا تفاوت چندانی ندارد. بخشی از این ردیف توسط فخام‌الدوله بهزادی، شاگرد دیگر او، نیز ضبط شده است.

از لحاظ نگارش این ردیف به نت، اول بار علینقی وزیری اقدام به نت‌نگاری این ردیف کرده که از آن سندی در دست نیست. موسی معروفی نیز به گفته خودش از این نت‌ها در تدوین ردیفش استفاده کرده است. سرانجام رضا وهدانی و داریوش پیرنیاکان، از شاگردان علی‌اکبر شهنازی، هر یک جداگانه در سال‌های 1376 و 1380 این ردیف را در قالب کتاب منتشر کرده‌اند. در میان اقوال مختلف ردیف میرزاحسینقلی، اشاره رساله میرزا شفیع جالب توجه است که اجرای “ماهور بالا دسته در کوک چهارگاه” یعنی ماهور دو را “اختراع آقا میرزا حسینقلی” می‌داند. [1] روح‌الله خالقی هم ساخت پیش‌درآمد ماهور با وزن 4/2 را به آقاحسینقلی نسبت می‌دهد که از معدود مواردی است که تا قبل از بکارگیری درویش‌خان از این فرم در ارکسترهای انجمن اخوت، قطعه‌ای با عنوان “پیش‌درآمد” در موسیقی ایرانی ساخته شده است. [2]

در سال 1392 تعدادی از آثار آقاحسینقلی در آلبوم “تار آقاحسینقلی” توسط موسسه ماهور منتشر شد. موسسه آوای مهربانی نیز در دو آلبوم، آثار آقاحسینقلی را منتشر کرده است و ردیف آقاحسینقلی که توسط علی‌اکبرخان شهنازی نواخته شده نیز انتشار یافته است.

شاگردان

آقاحسینقلی صاحب مدرسه آموزش موسیقی بود و هفته‌ای 3 روز در منزل خود به شاگردان تار می‌آموخت. خانه‌اش در محله دولت، پاتوق سیدجعفر، گذر دهباشی‌محمد، کوچه سهراب‌بیک (در شمال شرق تهران قدیم) واقع شده بود. این نشانی بعدها به نام خیابان عین‌الدوله (خیابان ایران در حال حاضر) کوچه نصیرحضور معروف شد. خالقی می‌نویسد: مجلس درسش منظم بود و در تعلیم ساز هرچند نسبت به شاگردانِ کم‌مایه عصبانی می‌شد، ولی کمال دقت را به‌کار می‌برد که هنرجویان آهنگ‌ها را صحیح بنوازند. در ردیف سبکی مخصوص داشت که از روش برادرش پُرکارتر و در تنظیم آن ذوق بیشتری به کار رفته بود. [2]

غلامحسین درویش، میرزا مهدی خان صلحی (منتظم الحکما)، یوسف فروتن، علی نقی وزیری، مرتضی نی‌داود، اسماعیل قهرمانی، علی‌محمد فخام‌الدوله بهزادی، محمدرضا سالار معظم، موسی معروفی از جمله شاگردان برجسته ایشان هستند.  فرزند او علی اکبر شهنازی از نوازندگان برجسته تار و ردیف‌دانان معاصر است که ردیف موسیقی به روایت آقاحسینقلی از ایشان نقل و ضبط شده است. علی‌اکبر شش سال از تعلیمات پدر  برخوردار شد. علاوه بر علی اکبر، دو فرزند دیگر ایشان به نام‌های عبدالحسین و محمد حسن نیز در نوازندگی تار چیره‌دست بوده‌اند. سایر شاگردان او: باقرخان رامشگر (به واسطه شناخت او از گوشه‌ها و آوازها)، ارفع الملک (که او را بهترین شاگرد استاد می‌دانسته‌اند)، میرزاغلامرضا شیرازی، باصرالدوله راد، محمدرضا سالار معظم، یحیی خان قوام‌الدوله‌ای، آقا رضاخان (داماد میرزاحسینقلی)، اسماعیل ساقی فرزند داود شیرازی (که خود از هنرمندان زمانش بود)، خلیل فهیمی (فهیم‌الملک)، جهانشاه میرزا بیابانی، محسن میرزا ظلی، سلطان مجید میرزا رخشانی، شهاب دفتری، سراج، معزالدین غفاری و حسینقلی غفاری (فرزندان کمال الملک)، محمود وقار، نسقچی باشی، میرزا امان‌الله امانی، کمال‌زاده فرزند سید کمال حسین بختیاری، اسدالله سرور کرمانی (سرور حضور) و حاج غلامرضا (معروف به گاوی). [1 و 2]

نمونه آثار صوتی

تکنوازی تار آقاحسینقلی در شور

*عکس‌ها از کتاب سرگذشت موسیقی ایران

منابع

  1. دائرهالمعارف بزرگ اسلامی، مدخلِ «حسینقلی»، فرشاد توکلی، 1397.
  2. سرگذشت موسیقی ایران، روح الله خالقی، موسسه فرهنگی – هنری ماهور، 1381.